Gündüz Düşleri [Persian translation]
Gündüz Düşleri [Persian translation]
امروز وقتی ترانه ای نواخته می شد،به تو فکر کردم
ببین هنوز هم حتی بعد از این همه سال توی ذهنم هستی
، آدم که مشغول زندگی پر دغدغه میشه
با یه یادگاری کوچک در هر فرصتی به یاد میاره
با رویاهای روزانم،هر لحظه کنارمی
توی هر طلوع آفتاب و هر غروبش هستی
نگاه کن اون زنی که دوستش دارم از دور میاد به سمتم
آدم گاهی قدر نشناس میشه ولی اون پشیمونه،داره برمیگرده پیشم
با بارون های تابستونی،با برگ های پاییزی
با رویاهای روزانش من رو دوست داره
با بارون های تابستونی،با برگ های پاییزی
با رویاهای روزانش مال من میشه
امروز نشستم توی پارک ، بچه ها رو تماشا کردم
وقتی بارون شروع شد هیچ کدومشون ازش فرار نکردن
من هم کتابی میخوندم که انگار درباره ی تو می گفت
هر صفحه ای رو که رد می کردم،چشمام رو می بستم(و تو رو یاد میاوردم
با رویاهای روزانم،هر لحظه کنارمی
توی هر طلوع آفتاب و هر غروبش هستی
نگاه کن اون زنی که دوستش دارم از دور میاد به سمتم
آدم گاهی قدر نشناس میشه ولی اون پشیمونه،داره برمیگرده پیشم
با بارون های تابستونی،با برگ های پاییزی
با رویاهای روزانش من رو دوست داره
- Artist:Teoman